من حضرت ثقه الاسلام والمسلمین حسین زهری عضو بریده شده اقلیت و صراف شریف سفارت ایران در پاریس و گروه اورا که متشکل از خودش و داراب خامنه یی و احمد فهیمی ومریم هاشمی و جمشید (یا همین چنگیز هاشمی شوهر دائم مریم هاشمی ) و محسن ابراهیمی (یا همین عبدالله هاشمی شوهر غیر دائم مریم هاشمی) را میشناسم. من مدت دو سال با این گروه زندگی کردم ایا این مدت کافی نیست تا انهارا بشناسم. ایشان و باند ایشان دینفع وجوه دزدی شده از بانک سپه پاریس بودند هیچ جریان مبارز یا سیاسی از این وجوه بهره نبردند. ثقه الاسلام ومسلمین حسین زهری تحت نام جعلی بهرام دوازده میلیون و چهار صد هزار دلار وجوه سپرده دو بانک ملی وسپه را دزدید و بین خودش و حمیدرضا آصفی سفیر وقت در فرانسه وسفیر فعلی در امارات عربی تقسیم کرد. از این پول دزدی شده یکصد وبیست هزار دلار هم به پرویز اصفهانی صاحب سرقفلی روزنامه نیمروز پرداخت کرد. ایشان این دزدی را بنام سازمان چریکهای فدایی خلق ایران انجام داد. همین روزنامه سلطنت طلب که سازمان چریکهای فردایی باعث سرنگونی سلطنت در ایران شد اطلاعیه های دشمن قسم خورده خودرا درج میکرد چون میدانست این سازمان چریکهای فدایی نیست بلکه حضرت ثقه الاسلام و مسلمین حسین زهری سارق حرفه ای است که برای بدنام کردن این سازمان انقلابی دارد اعلامیه پشت اعلامیه میدهد. آقایان سفیر وکاردار وقت ، ایشان را به نام اصلی خود یعنی حسین زهری خطاب میکردند و آقای عبدالمجید مجیدی مامور اعزامی وزارت اطلاعات و مستقر در سفارت ایران در پاریس ایشان را به من توصیه کرد که از ماموران اداره پنجم ساواما در تهران است. بانک سپه شعبه پاریس در سال ۱۹۹۵ توسط حسین زهری و باند صرافی وی و نظارت و پوشش سیاسی حمیدرضا آصفی سفیر وقت ایران در فرانسه مورد سرقت واقع و مبلغ دوازده میلیون و چهارصد هزار دلار از این بانک دزدیدند. حسین زهری در سال ۱۳۶۴ پس از مسائلی که در کردستان ایجاد کرد به پاریس آمد. دران زمان آقای جعفر جلالی و محمودرضا بدیع عارض که بعدا مسئول زندان سرخه حصار شد ایشان را پوشش داده و تحت نام علی عبدو امیرخانی هارموشی پناهندگی در فرانسه گرفت. آقای محمودرضا بدیع عارض همان کسی است که شرکت کامپیوتر ورلد را تاسیس و مسئولیت این شرکت را در پاریس به آقای جلال الدین حشمت دهکردی و مسئولیت شرکت درتهران را به آقای نادر اداک داماد خود سپرد. این شرکت دفتر ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را به سیستم کامپیوتر مجهز کرد. حسین زهری با بکارگیری آقای داراب خامنه یی دو شرکت را در فرانسه فعال کرد. یکی صرافی صدیقی ثبت شده در پاریس و دیگری نمایندگی صرافی آذربوم درپاریس . دفتر این دو صرافی در شماره چهار خیابان برانژه پاریس منطقه سوم و در دو طبقه مستقر بود. طبقه دوم دفتر صرافی ودفتر سوم دپو یا انبار تجهیزات الکترونیکی پیچیده برای ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی ایران بود که از طریق شرکت کامپیوتر ورلد به ایران صادر میشد. صرافی آذربوم در ایران بنام آقای علی اصغر خامنه یی پدر داراب خامنه یی و با اجازه شماره ۲۱۱/۰۵ بانک مرکزی پس از تایید اداره حراست بانک مرکزی در تبریز و در شماره ۱۲۷ پارک ساعی درتهران فعال بود. حسین زهری تحت ﻧﺎﻡ ﺟﻌلی علی صدیقی در صرافی واقع در پاریس به معامله خرید و فروش ارز و حواله به ایران از طریق صرافی پدر داراب خامنه یی مشغول بود. حسین زهری تحت ﻧﺎﻡ علی ﻋﺒﺪﻭ ﺍمیرخانی ﻫﺎﺭﻣﻮشی دارای پنﺎﻫﻨﺪگی ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ بود ﻭتحت ﻧﺎﻡ ﻋلی امیدی دارای پناهندگی در اسپانیﺎ بود. بقیه مشخصات ایشان در اختیار انترپول ویوروپول است. ﺣسین ﺯﻫﺮﯼ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﺏ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﯾﯽ ﻭ احمد فهیمی ﻭ عبدالله هاشمی وبرادرش چنگیز هاشمی ﻭ ﻣﺮﯾﻢ ﻫﺎﺷمی که همسر دو برادر بود، میﺰﺑﺎﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺩﻭﺳﺎﻟﻪ اسارت ﻣﻦ ﻭﻫﻤﺴﺮ بیﻤﺎﺭ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﻢ در مادرید اسپانیا ﺑﻮﺩﻧﺪ. چنگیز هاشمی برادر عبدالله هاشمی و شوهر دائم مریم هاشمی است. همسر حسین زهری خانم مینا هاشمی خواهر مریم هاشمی است که دارای پاسپورت عادی ایرانی است. آﻗﺎﯼ حسین زهری ﺍﺭﺯﻫﺎﯼ ﺣﻮﺍﻟﻪ ﺍﯼ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺩیپﻠﻮﻣﺎتیک ﺩﺭ آلمان ﻭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣیکﺮﺩ. این صراف سفارتی ﻣﺒﻠﻎ یک میلیون دلارسپرﺩﻩ ﺩﺍﻭﺩ ﻋﺒﺪﺍلهی یکی ﺍﺯ ﺍﭘﻮﺯیسیون ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ ﻣﺴﺘﻘﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﺍ بهمراه پانزده میلیون دلار متعلق به سفارت ایران و دو بانک دولتی سپه و ملی را در اختیار داشت و از آن طریق به فعالیت ارزی و ارسال تجهیزات پیشرفته الکترونیکی به ایران استفاده میکرد. حسین زهری حسب نظر آقای مهندس میرابوطالبی کاردار وقت که فعلا سفیر ایران در پاریس است مبلغ پانصد هزار دلار از سپرده آقای داود عبدالهی را ﺑﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﻫﺎﺷمی جانشین آقای سلطان محمد ﺭئیس ﻭﻗﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﺎﻧﺰﻩ لیزه پاﺭیس ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺧﺎﻭﯾﺎﺭﻫﺎﯼ ﺻﺎﺩﺭﺍتی ﻣﻬﺪﯼ ﻫﺎشمی رفسنجانی ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﺎﺷمی ﺭﻓﺴﻨﺠﺎنی ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻤﺮﮎ فرانسه ﺗﺮخیص ﻛﻨﺪ. پس از ﺩﺯﺩﯼ دوازده میلیون وچهارصد هزار دلار ﺍﺯ بانک سپه ﭘﺎﺭﯾﺲ در سال ۱۹۹۵ ﺗﻮﺳﻂ این فداییان ﺻﺮﺍﻑ سفارتی ﻭ حمیدﺭﺿﺎ ﺁ صفی سفیر ﻭﻗﺖ ﺩﻭﻟﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼمی ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﺭیس ، ﺑﻬﻤﺮﺍﻩ همسربیﻤﺎﺭ ﻭﭼﻬﺎﺭفرزند خردسالم به مدت ﺩﻭﺳﺎﻝ ﮔﺮﻭﮔﺎﻥ ﺍین ﺑﺎﻧﺪ دزد و جنایتکار ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺣسین ﺯﻫﺮﯼ پس از دزدی سازمان یافته از بانک سپه پاریس وگروگانگیری من وخانواده ام و بدنبال تسلیم شکایت سفیر ایران از من به مقامات دادگستری فرانسه ، ﻣﺒﺎﺩﺭﺕ ﺑﻪ انتشار ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺑﻘﻮﻝ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻓﺸﺎﮔﺮﯼ واعلام نفوذ در رژیم ایران و مصادره پولهای رژیم ایران را کرد. همه این اعلامیه های جعلی را به نام بهرام صادر میکرد. وجود ﻛﻞ ﺍین ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺗﺎیید ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻫﻤﻜﺎﺭﯼ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﺣسین ﺯﻫﺮﯼ با اداره پنجم ساواما بود که از ان طریق بهرام بتواند با نفوذ در افکار عمومی ، فعالان و رهبران اپوزیسیون رژیم ایران را شناسایی کند. ﺟﻬﺖ ﺍﺳﺘﺤﻀﺎﺭ ﻋﺮﺽ میﻜﻨﻢ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ دزد دولتی تحت مشخصات جعلی مختلفی که در ادارات پناهندگی های کشور های دیگر دارد تحت تعقیب ﺍﻧﺘﺮﭘﻮﻝ ویوروپلیس ﺍﺳﺖ. ﺟﺮﻡ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺩﺭ ﺁﺩﻡ ﺭﺑﺎﯾﯽ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﯾﺎﻓﺘﻪ و سو استفاده از کارت های پناهندگی برای خدمت در سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران دراروپا است. بعنوان مثال ﻛﺎﺭﺕ ﻭﭘﺎسپﻮﺭﺕ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ اسپانیا ﺑﻨﺎﻡ علی امیدی و در آلمان بنام علی محمودی ودر فرانسه علی عبدو امیرخانی هارموشی صادر شده است. رابط ایشان درسفارت ایران در اسپانیا آقای محمود ﻋﻄﺮﯾﺎﻥ ورابط ایشان در سفارت ایران در پاریس آقای عبدالمجید مجیدی و در رابط ایشان ﺩﺭ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ در آلمان کریم قشقاوی برادر آقای قشقاوی سخنگوی فعلی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بود. ایشان از طریق بانک دولتی سپه پاریس در ارتباط با من بود و از طریق بانک دولتی سپه فرانکفورت با آقای فرهاد نوری و از طریق بانک دولتی سپه لندن با آقای کاظم کاکاوند بود. ﺍﯾﺸﺎﻥ تحت ﻧﺎﻡ پرﻭﯾﺰ تاییدیه به ﺍﺩﺍﺭﺍﺕ پناﻫﻨﺪﮔﯽ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﺍسپانیﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻘﺎضیان پناﻫﻨﺪﮔﯽ ﺻﺎﺩﺭ میکرد ﻭ ﺑﻪ همین دلیل ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺎیت خصوصی ایشان تحت نام جعلی سازمان چریک های فدایی خلق ایران اﻋﻼﻡ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺍﺧﺬ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍسپانیا برﺍﯼ پنﺎﻫﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺸﻜﻞ ﻭ حتی یکی ﺍﺯ ﻣﺘﻘﺎضیان پناهندگی ﺧﻮﺩﻛشی ﻛﺮﺩﻩ است در حقیقت پلیس اینتر پول ﻫﻮیت ﭘﺮﻭﯾﺰ را ﺑﺮﺍﯼ کلیه مقامات پلیس کشورهای عضو این سازمان اعلام کرده است. قبل از اقدام پلیس اینترپول متقاضیان پناهندگی با پرداخت وجوه قابل توجهی به رابط حسین زهری در کشور های اروپایی موفق به اخذ اقامت میشدند. امور اخذ اقامت پناﻫﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ اسپانیا با ﯾﮏ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺑﻨﺎم ﻣﺤﺴﻦ ﺍﺑﺮﺍهیمی ( نام اصلی اوعبدالله هاشمی که همسر برادرش چنگیز از او حامله و این زن نگون بخت ناچار به سقط جنین شد ) ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻧﺪﺍﻧﺴﺎﺯ معرفی میکرد انجام میشد و در فرانسه توسط احمید فهیمی تحت نام خسرو به ﺍﺩﺍﺭﻩ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﮔﯽ ﻣﻌﺮفی میشدند. ﺧﻮﺩ ﻣﻦ ﺷﺎﻫﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭﺟﻮﻩ ﺩﻻﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﯾﮏ متقاضی ﺑﻪ ﻣﺤﺴﻦ ابراهیمی ﺑﻮﺩﻡ . این باند سازمان یافته ﺑﺮﺳﻢ ﺟﻮﺍنمردی ﻛﺎﺭمجانی ﺑﺮﺍﯼ ﻛسی ﺍنجام نمیدادند.
در اسپانیا ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺯﻥ ﺳﺎﺑﻖ عبدالله هاشمی ﺑﻨﺎﻡ حسین ﺍﻋﻀﺎﯾﯽ یک ﻣﺘﺮﺟﻢ ایرانی ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﺘﺮﺟمی ﻣﺘﻘﺎضی ﻣﻌﺮفی شده به اداره پناهندگی اسپانیا توسط عبدالله هاشمی ﺭﺍ ﺍنجاﻡ میداد. برای تکمیل پرونده درخواست پناهندگی، تاییدیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران با امضای پرویز یا همین حسین زهری به اداره پناهندگی ارائه میشد ومتقاضی با یک سناریوی تنظیمی درخواست خود را با حضور عبدالله هاشمی تحویل اداره پناهندگی میداد. بعد این متقاضی همراه آقای حسین اعضایی به پرسش های مسئول اداره پناهندگی پاسخ میداد. حسین اعضایی در جاهایی که لازم بود مطالبی را اضافه یا کسر میکرد. برای مصاحبه خود من شاهد این امر بودم که پس از خاتمه مصاحبه این موارد را به من گفت. ﯾﮏ ﺧﺎنم ﺍﺭمنی ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻫﻼﻝ ﺍﺣﻤﺮمادرید بود این اداره کمک ﻧﻘﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﺘﻘﺎﺿیان پنﺎﻫﻨﺪﮔﯽ میکند. این خانم در ﺍﺯﺍﯼ رشوه ﺍﺯ ﺳﻮﯼ عبدالله هاشمی ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻣﻌﺮفی ﺷﺪﻩ ﻫﺎﯼ ایشان ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻧﻮﺑﺖ ﺍنجام می داد. ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ تشکیل پرونده برای ﺍﺧﺬ کارت پناﻫﻨﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﺩﺍﺭﺍﺏ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﯾﯽ ﺑﻮﺩ. ﺧﺎنم ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻛﻪ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺎﺭلمان اﺭﻭپا ﻛﺎﺭ میکرد ﻭ ﺗﺎﺣﺪﯼ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ. ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﺍﺧﺬ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭﺍسپانیا ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﺍﺭﺍﺏ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﯾﯽ ﻭ عبدالله هاشمی انجام ﺷﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺩﻭﻛﺸﻮﺭ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺭﺳمی ﺩﻭﻟتی ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡﺩﯾﭙﻠﻢ ﻭ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺍﺻﻠ وگواهی نامه رانندگی ﻛﻪ ﺍﺻﻼ ﺟجعلی ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻣﻦ ﺟﻌلی ﺑﻮﺩ. در سناریوی تنظیمی این باند صراف من ﻛﺎﺭﻣﻨﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺏ ﻭﺑﺮﻕ اصفهان بودم ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭼﺮﯾﮏ ﻫﺎﯼ ﻓﺪﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﺭﮊﯾﻢ ودر زندان دستگرد اصفهان اﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ. این ﻣﺪﺍﺭﮎ ﺭﺍ حسین ﺯﻫﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺭﺍﺏ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﯾﯽ ﻭ عبدالله هاسمی میداد. مشخصات من در اداره پناهندگی اسپانیا دادود داودی و نام همسر اعدام شده ام سارا پیروزی. در فرانسه هم نام من سید محمدعلی اسکافی بود. ﻣﺎ ﻣﺪﺕ ﺩﻭﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ دوم ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﺴﻦ ﺍﺑﺮﺍهیمی ﺩﺭ مادرید ﺑﻮﺩﯾﻢ. این خانه چنان ﻟﻮﻛﺴ و مجهز و هزینه اجاره آن ماهیانه هفتصد وپنجاه هزار پزتا بود ﻛﻪ ﺣتی ﺁﻗﺎﯼ ﻋﻄﺮﯾﺎﻥ از سفارت ایران در اسپانیا ﺑﻪ عبدالله هاشمی اعتراض کرده بود که ﻟﻄﻔﺎ ﻛﻤﺘﺮ ﻫﺰینﻪ ﻛنید. این ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ هفتصد وپنجاه هزار پزتا پول آن موقع اسپانیا ﻛﺮایه ﺍﺵ ﺑﻮﺩ اجاره یک آپارتمان سه اطاقه در ان زمان در همان محله ماهی یکصد وپنجاه هزار پزتا بود. ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺷﺶ ﺍﻃﺎﻗﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ مجتمع ﻣﺴﻜﻮﻧی شیک ﻭ ﻟﻮﻛﺲ ﻭ مجهز به ﺍﺳﺘﺨﺮ که کمی بالاتر از منزل اولی محسن ابراهیمی واقع بود. ﻣﺤﺴﻦ ﺍﺑﺮﺍهیمی ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺩﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﺎﺩﺭﯾﺪ ﺑﻮﺩ ﯾﮏ ﺍﭘﺎﺭتمان ﺩﻭﺍﻃﺎﻗﻪ ﺩﺭ خیﺎﺑﺎﻥ ﻣﺎﺭﻛﺰ ﻣﻨﺪﺧﺎﺭﺷﻤﺎﺭﻩ ۸ ﻃﺒﻘﻪ ﺩﻭﻡ ﻛﻪ ﯾﮏ ﺍسپانیولی ﺑﻨﺎﻡ ﻣﺎرتین ﺳﺮﺍیدﺍﺭ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ. عبدالله هاشمی تا قبل از آمدن ما در خانه اش، با همسرش بنام خانم فاطمه اعضایی خواهر همان حسین اعضایی مترجم زندگی میکرد. بعد از آمدن ما ایشان گفت که از زنش جدا شده چون مشکل روانی دارد. گاهی تلفنی صدای داد و بیداد عبدالله هاشمی را با فاطمه می شنیدیم. بعد از مدتی ایشان به ما گفت که زن برادرش برای ادامه تحصیل آمده اسپانیا مجبور است اورا پیش خودش بیاورد. مریم هاشمی زن لاغر اندامی بود که خیلی برای عبدالله عشوه هم میکرد و ما نمیدانستیم واقعا این زن با این حالات زننده زن برادرش باشد. او شبها در اطاق خواب عبدالله با او میخوابید. گاهی با لباس بسیار نازک خواب از آتاق خواب برادر شوهرش بیرون میامد میرفت دوش بگیرد. بعد این زن نگون بخت حامله شد و ناچار تن به سقط جنین داد. حسین زهری در اعلامیه های خودش مدعی شده بود که من در مبارزه با انقلابیون از ناحیه پا آسیب دیدم این ابله نمیدانست که من بدلیل معلولیت ازناحیه پای راست ، علیرغم دیپلم ریاضی، در سال ۱۳۵۱ مشمول معافیت پزشکی شدم. یعنی از هنگام تولد این عارضه را داشتم. حسین زهری مرا متهم کرد که در نبرد با انقلابیون از ناحیه پا هدف تیر قرار گرفتم اا. ﺯﻣﺎنی ﻛﻪ ﺑﺎﻧﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﯾﺎﻓﺘﻪ تشکیلات ﺻﺮﺍفی صدیقی ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻮﺳﻂ یورﻭپلیس ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺷﺪ آنها ﻣﻦ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻃﻌﻤﻪ ﺟﻠﻮﯼ پلیس ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ تا خودشان در دزدی از بانک سپه پاریس مطرح نشوند و به این طریق به آقای حمیدرضا آصفی هم پوشش دادند. بدلیل فقدان بضاعت مالی برای پرداخت هزینه وکیل ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺗﺎﺣﺎﻝ تک ﻭﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﻤﻼﺕ ﻧﺎﺟﻮﺍنمردانه ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ بانک دولتی سپه ﺍیﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ . چون پلیس فرانسه مرا به اتهام دزدی دوازده میلیون و چهارصد هزار دلار از بانک سپه دستگیر کرد در حالی که حسین زهری مدعی مصادره این پول از رژیم جمهوری اسلامی ایران شد. نکته مهم این است که سفیر جمهوری اسلامی در پاریس یعنی حمیدرضا آصفی شکایت از من را تقدیم دادگستری فرانسه کرد. در این شکایت فقط من متهم بودم. به این دلیل مصادره انقلابی وجوه بانک سپه که مورد ادعای حسین زهری است بی اساس و و دروغ محض است. ﺁﻗﺎی حسین زهری ﺻﺮﺍﻑ سفارتی ﻭﺑﺎﻧﺪ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺁﻧﻬﺎ وسفیر محترم همدست وشریک آنها این پول را دزدیدند و بین خودشان تقسیم کردند.