حسین زهری ( بهرام) با پولهای دزدی شده از بانک سپه پاریس، در اسپانیا یک صرافی راه انداخته است.

حیدر جهانگیری

متاسفانه فقط طرح تیتروار تجربه شخصی من در مورد «تحرکات عوامل رژیم» بیش از هشت سطر خواهد شد. بهمین خاطر تلاش می کنم در فشرده ترین شکل ممکن تجربه شخصی خود را برای شما عنوان کنم. تا نیمه اول دهه نود میلادی تعرض مستقیم عوامل رژیم که با هدفِ حذفِ فیزیکی من برنامه ریزی شده بود را در شرایط مختلف تجربه کردم. اما با شروع حرکتهای اعتراضی پس از رکودی که بدنبال هشت سال سیطره اصلاح طلبان از یک سو و اختلافات مزمن ِ خطی و شخصی در میان مخالفین از طرف دیگر بود، با شیوه ای جدید از تحرکات رژیم برعلیه مخالفین مواجه شدم.

در اوایل سال ۲۰۰۷ از سفر متکی وزیرخارجه دولت احمدی نژاد به سوئد، استکهلم مطلع شدیم. همزمان  با زمزمه های اعتراضی به این سفر، موجی از نواهای تفرقه افکنانه شنیده می شد. من بعنوان یکی از فعالان این شهر که به سهم خود تلاش کرده بودم حتی با برپایی اعتراضی یک نفره- که اتفاقا در برخی از رسانه های داخل نیز با هدف تحقیر مخالفین در خارج بدان اشاره کرده بودند- جو اعتراضی این شهر را زنده نگه دارم. در جریان این سفر وزیرخارجه ایران، من بعنوان فردی شناخته شده در بین فعالین تلاش کردم با شعار «ما برای اعتراض به آنجا می رویم، نه برای اتحاد» در مقابل افراد یا تشکیلات هایی که آمدن خود را مشروط به بودن یا نبودن فلان پرچم یا تشکیلات می کردند، همراه با طیفی از نیروهای مستقل، دیگر صداهای تفرقه افکنانه را با اتحاد خود خاموش کرده و موفق به برگزاری و سازماندهی یکی از با شکوهترین و بزرگترین حرکتهای اعتراضی اپوزسیون در مقابل حرکتهای دولت احمدی نژاد در اروپا شویم (عکس و گزارش ضمیمه می گردد و فیلم آن نیزموجود است).

دستگیری و ضرب و شتم و بدنبال آن بازداشت چند ساعته من؛ مصاحبه رادیویی با من و نیز مشکلات قضایی و عواقب یکساله آن در سوئد، حساسیت ویژه عوامل رژیم را برعلیه فعالیت هایم ایجاد کرد. طوری که یکی از عواقب آن عکس العمل فوری رژیم ایران در داخل و به فاصله ای کوتاه در خارج با هدف تخریب و انتقام جویی از من بود. رژیم اسلامی ابتدا به سراغ تنها برادر بازمانده ام در داخل، تموچین [جهانگیری] رفته و در دو روز متوالی او را در اصفهان بازجویی نمود و سپس تا مدتها به اشکال مختلف اورا تحت فشار قرار دادند. تموچین کوچترین عضو خانواده ما متولد اسفند  ۱۳۴۹است که قبلا در سن ۱۵ سالگی در رابطه با گروه زنده یاد الاه قلی[الله قلی] جهانگیری نیز بازداشت و بیش از دوسال را در زندان شیراز بسر برده بود.

در این میان من در عصرروز چهارشنبه۲۱  نوامبر ۲۰۰۷ در تظاهراتی که از طرف احزاب چپِ سوئد در شهر استکهلم برعلیه اتحاد راست حاکم بر این کشور ترتیب داده شده بود، شرکت کردم. در پایان تظاهرات یکی از فعالین چپ به من اطلاع داد که نوشته ای سراسر توهین و ناسزا به جنبش زحمتکشان فعال در مرکز و جنوب ایران و نیز اعضای جانباخته و خانواده زنده یاد الاه قلی جهانگیری، و بویژه به من – حیدر جهانگیری -  و نیزانسانهای شریف و تلاشگر در آن جنبش نثار شده که این نوشته را در سایتی با عنوان «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران» درج کرده اند. بدون اغراق متن مندرج در سایت حسین- ز زبانی رذیلانه تر از آنچه حسین شریعتمداری در داخل بکار می برد را درقبال جنبش و خانواده ما و مواضعی شنیع تر از آنچه اسدالله لاجوردی در ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۲ برعلیه الاه قلی جهانگیری و یارانش در تلویزبون سراسری مطرح کرد بودند، داشت.

ماموریت درج این مطالب از طریق وزارت اطلاعات رژیم به شاهپور- ک و دخترش شهناز – ک و دامادش عبدالله – ه (این دو شعبه ای از صرافی حسین- ز معروف به بهرام را در کشور اسپانیا اداره می کنند) و فرزند دیگرش نسرین- ک ساکن سوئد، سپرده شده بود. در اینجا باید اشاره شود که رضا- ک هم پرونده الله قلی، در یک دوره کوتاه از فعالیت ها برعلیه رژیم شاه شرکت داشت که در همان زندان شاه از رفقای ما جدا شد و پس از انقلاب از عناصر گروه- باند  ف- ن شده بود. او از طریق نسرین- ک و پدرش شاهپور نقش بسزایی در جعل و پخش این اطلاعات داشته است. شاهپور- ک دایی الله قلی که عضو رسمی رکن ۲ ارتش شاهنشاهی و از مهره های اصلی انتظامات عشایری نظام شاهنشاهی بود، پس از انقلاب همچون سایر فرصت طلبان، بلافاصله به خدمت رژیم اسلامی درآمد. وی در دی ماه ۵۷ پس از آزادی الاه قلی جهانگیری از زندان ۷ ساله به دیدن وی آمد. در آن زمان تنها عکس العمل الاه قلی جهانگیری، سکوت کامل نسبت به آن میهمان ناخوانده بود.

لازم به تاکید است که  شاهپور- ک در شکنجه  و سرکوب دهها فعال سیاسی در سال ۱۳۵۲ در قیام توده های زحمتکش در استان اصفهان شرکت مستقیم داشته است.

اما داماد و دختر شاهپور- ک شعبه ای از صرافی حسین- ز را در اسپانیا اداره می کنند. این عوامل وابسته، همان افرادی هستند که در افشاگریهای آقای اشتری لرکی کارمند بانک سپه نام شان آمده است.

نا گفته نماند که شاهپور و خانواده اش از سال ۱۳۴۶ تمام حیات و منبع زندگیشان با مزدوری دو رژیم و در خیرچینی و مزدوری برعلیه مبارز انقلابی الاه قلی جهانگیری و یارانش تامین شده بود.
شاهپور پس از پیروزی قیام ناکام به خدمت رژیم اسلامی در آمد و اطلاعات عشایری در مرکز شهر شیراز خانه ای چندهزارمتری در اختیار وی گذاشت. در مورد اعمال جنایتکارانه وی و اعضای خانواده اش در دهه ۶۰  مطالب گفتنی بسیار است. این افراد اکنون درخدمت رژیم اسلامی و حول حسین- ز (بهرام) سازماندهی شده اند.

از سال ۲۰۰۷  هرکجا نوشته ای از من یا از دیگران در رابطه با الاه قلی جهانگیری و یارانش درج شده است، آنها با نام و اسامی جعلی به تخریب و توهین پرداخته اند و متاسفانه هنوز عکس العملی جدی از سوی جریانات و افراد مترقی در اعتراض به این عوامل شناخته شده رژیم  صورت نگرفته است.

لینک تظاهرات 7 ماه می 2007

http://www.youtube.com/watch?v=Nfs80XzR5L8

لینک نوشته سراسر توهین به جنبش زحمتکشان فعال در مرکز و جنوب ایران و نیز اعضای جانباخته و زنده خانواده الاه قلی جهانگیری و بویژه به من- حیدر جهانگیری-  و نیزانسانهای  شریف و تلاشگر در آن جنبش.

http://www.iranian-fedaii.de/Akhabar%202007/November/16%20Nov/Part%20one.html

توضیح  تکمیلی - مخفف کردن اسامی در این نوشته از سوی من انجام شده است. حیدر جهانگیری اظهار داشته است، بزودی نوشته‌ شان را با اسامی واقعی در برخی از رسانه های ایرانی منتشر خواهند کرد.

منبع سایت چپ نیوز

تصنیف وطن کلام از سیاوش کسرایی

من هدایت اشتری لرکی درخواست میکنم مطالبی که جناب اقای حیدر جهانگیری قصد انتشار انرا دارند جهت درج در این سایت ارسال فرمایند.

یک پاسخ به “حسین زهری ( بهرام) با پولهای دزدی شده از بانک سپه پاریس، در اسپانیا یک صرافی راه انداخته است.”

  1. صمد می‌گوید:

    پس از رسوایی حسین زهری (بهرام) در همکاری با رژیم شکنجه و تروردر ایران و بی ناموسی های عبدالله هاشمی شاگرد صراف در اسپانیا و افشا شدن ماهیت کثیف این خانواده مزدور و روابط زشت درون خانواده آنان، اخیران حسین زهری اطلاعیه داده که رژیم در اتومبیل محسن ابراهیمی مواد منقجره گذاشته اما جالب این است که پس از گذشت چند هفته هیچ جریانی به مزخرفات این مرتیکه منحرف ارزش باد معده هم قائل نشده چون ماهیت زهری برای همه روشن است و همه میدانند که حسین زهری خود به تنهایی هم نفش حسین شریعتمدار و نیز نفش حسین الله کرم در چماقداری، در خارج را در این بیست واندی سال عهده دار بود و بابت همین خدمات بود که 12.000.000 دلارموجودی بانک سپه را به حساب وی وهمرزمش آصفی ریختند.
    این حسین زهری یکبار دیگر نیزدر سال 1995 که هنوز در بازار مسگرها آروق میزد اطلاعیه داده بود که یکی از رفقای زنش را در خارج ، در کشور سوئد، عوامل رژیم مضروب ساخته اند. جالب است بدانید که آن خانم با شوهرش درگیر شده و مضروب شده بوده و گویا پرونده آن درنزد پلیس کشور سوند کاملا روشن بوده ، بعدها ازهمین عمل طراحی شده رژیم درصدور اطلاعیه جعلی توسط مزدورش حسین زهری ، مقامات دست راستی در پلیس سوئد بعنوان سندی برعلیه مخالفین رژیم ایران به این عنوان که آری شما هر دعوای شخصی را هم به رژیم نسبت میدهید، گاه و بیگاه استفاده کرده است. اکنون نیز پس از افشای حامله شدن زن برادر محسن یا همان عبدالله هاشمی توسط خود این حیوان که آقای اشتری هنگامی که با آنان هم خانه بوده ، شاهد قضیه وتوسط ایشان افشا شد، شوهر همان خانم با عبدالله درگیر شده و ماشین عبدالله را داده آتش زدند. حسین زهری هم وارد معرکه شده تا از این نمد که اتفاقا برازنده سرش و لایق مبارزات سازمان فاحشه گردان و قاچقبرش است کلاهی مناسب خودش بدوزد که نگرفت و در این سرمای بی سابقه اروپا سر هرزه و کثیفش بی کلاه مانده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.